تعریف فرهنگ از دیدگاه ادوارد تیلور مردم شناس انگلیسی

مجموعه پیچیده ای از دانش ها، سنت ها، اخلاقیات، هنر، قوانین، دین و هر آن چیزی که آدمی به عنوان عضوی از یک جامعه آن را می­آموزد.

با توجه به تعریف فوق، اگر بپذیریم که دین زیرمجموعه فرهنگ قرار دارد، این پرسش پیش می­آید که آیا دین اسلام ساخته و پرداخته ذهن بشر است؟ مسلما این طور نیست. دین اسلام فراتر از دستاورد بشر است، بنابراین هیچ گونه تغییری در آن امکان پذیر نمی باشد. چرا که تجربه دینی ساخته ذهن بشر نیست، زیرا اگر انسانها در آن دخل و تصرف داشتند، در هر زمانی قابل تغییر بود.

عناصر مادی و معنوی فرهنگ

عناصر مادی عبارت است از هر آن چیزی که بشر با استفاده از قابلیت تمدن سازی و فرهنگ سازی ایجاد می نماید و می­توان آن را به صورت عینی مشاهده کرد. مانند مسجد، موزه، دانشگاه، سبک های معماری و ...

عناصر غیر مادی ( معنوی )

هرآن چیزی که بشر به صورت غیر ملموس ابداع می کند که عبارتند از باورها – هنجارها – ارزش ها – نمادها

 

باورها

   مفاهیم غالباً مبهم و کلی درباره انسان و جهان هستند که می توان این باورها را در چهار حوزه زیر مورد مطالعه قرار داد.

1- چه تعریفی در رابطه انسان وجود دارد؟

2- چه تعریفی از رابطه انسان و هم نوع وجود دارد؟ ( روابط اجتماعی )

3- چه تعریفی از رابطه انسان و خالق وجود دارد؟

4- چه تعریفی از رابطه انسان و محیط ( طبیعت ) وجود دارد؟

ارزش ها

    به باورهای ریشه داری گفته می شود که اعضای یک جامعه در هنگام برخورد با پرسش هایی از قبیل بد بودن، خوب بودن،مطلوب بودن،ارزش داشتن و.... مطرح می کنند .

در واقع می توان گفت هر آن چیزی که در جامعه به عنوان یک امر مقدس شمرده می شود،ارزش نام دارد.

هنجارها

   عبارت است از رفتارهای پذیرفته شده در هر جامعه و به کسانی که از این هنجارها تخطی می کنند به اصطلاح فرد نابه هنجار یا کجرو می گویند.

نمادها

حامل اطلاعاتی هستند که اعضای جامعه را قادر می سازند تا با استفاده از آن تبادل اطلاعات نمایند. به واقع می توان این چنین بیان کرد که زبان نمادی ترین شکل ارتباطی است که صرفاً در حیات اجتماعی و انسانی کاربرد دارد. همچنین زبان را یکی از عوامل مهم و ایجاد فرهنگ و انتقال فرهنگ دانست.

در این راستا می توان زبان را به سه شکل زیر مطالعه کرد.

    1- زبان گفتاری       2- زبان نوشتاری         3- زبان ایمایی ( اشاره )

 

* ویژگی های فرهنگ *

1- زیر مجموعه ای منتظم است و دارای کلیتی سازمان یافته است.

وقتی رفتارهایی که از نظر یک مشاهده کننده غیر معقول به نظر می رسد زمانی که این رفتارها را در قالب یک کلیت فرهنگی در نظر می گیریم هم واقعی به نظر می رسند و هم تا حدود زیادی قابل قبول است.

2- فرهنگ آموختنی است

   از آنجائیکه فرهنگ هر جامعه ای مجموع ویژگی های رفتاری و اکتسابی افراد آن جامعه است واژه آموزش بسیار تعیین کننده است و نقش و جایگاه ایی آموزشی را می توان هم در نهادهای رسمی و هم در نهادهای غیر رسمی مورد توجه قرار داد.

مانند نهاد خانواده،مدرسه ( آموزش و پرورش ) ، رسانه، دولت

 3- فرهنگ وسیله ای برای کنترل اجتماعی است

فرهنگ وسیله ای است که رفتار و تمایلات افراد یک جامعه را یکنواخت می کند و از طریق کنترل ( چه از راه الزام و چه از راه ایجاد باور و ارزش ) به ایجاد نظم در جامعه می پردازد. به عنوان مثال بستن کمربند ایمنی توسط رانندگان

4- فرهنگ می تواند اعضای جامعه را قادر به پیش بینی رفتار دیگران و خود نماید.

   در هر فرهنگی فرد می تواند بر اساس رفتار و گفتار خود واکنش های دیگران را از قبیل طراحی کند. این ویژگی می تواند در تنظیم رفتارها و کنش های هر فرد یا هر جامعه مورد توجه قرار گیرد.

5- فرهنگ پدیده ای پویا، انتقال پذیر و پایدار است.

   فرهنگ از سوی ثابت و از طرفی متغیر است. این جمله را می توان به این طریق نیز معنا کرد که تغییرات فرهنگی آرام صورت می گیرد و خیلی تدریجی انجام می شود که گویی ثابت است.

 

ویژگی های فرهنگ های به هم پیوسته

1- اکثر رفتارها پوشیده و غیر صریح می باشد.

2- اطلاعات کمتری رد و بدل می شود.

3- تفاوت میان خودی و غیر خودی امری رایج است.

4- پیوستگی میان افراد غالباً بر اساس قید و بندهای شفاهی است.

5- الگوهای فرهنگی و رفتاری غالباً با دوام تر و ریشه دار تر هستند و به عبارتی مد گرایی در این نوع فرهنگ ها دیده نمی شود و یا بسیار نادر است.

 

ویژگی فرهنگ های از هم گسسته

1- اکثر رفتارها صریح و روشن است.

2- فرق میان خودی و غیر خودی خیلی معنادار نیست، مگر در موارد خاص

3- رفتارها غالباً با قوانین رسمی متناسب است.

4- پذیرش تغییرات آسان تر است.

5- وابستگی به دوستان و خانواده شدت ندارد، چرا که گسترش خانواده های هسته ای یکی از دلایل این گسست می باشد.

6- توجه به فرد گرایی و تخصص گرایی از شدت فزاینده ای برخوردار است.

7- مذهب و دین در حیات اجتماعی،شکل حاشیه ای دارد.

8- هدف و غایت غالباً دنیایی است.

9- مدگرایی یا نو شدن غالباً افتخار است،در این فرهنگ مدگرایی رایج تر است.

 

شاخص های اندازه گیری فرهنگ (فاصله های فرهنگی)

1- زبان

   زبان که به صورت گفتاری، ایمایی و نوشتاری شناخته می شود به لحاظ آواشناسی به عنوان یک شاخص در نظر گرفته می شود ولی از نظر محتوایی ممکن است گاهی باعث افتراق شود.

2- ساخت خانوادگی

   این شاخص غالباً در نظام ایدئولوژیکی خویشاوندی ( گسترده ) قرار دارد و بیشتر در جوامع سنتی، روستایی و کوچ نشین صورت می گیرد.

اما از نظر گسستگی که در این شاخص اصطلاحاً هسته ای نامیده می شود، ازدواج مصلحتی صورت نمی گیرد، بلکه ازدواج تلقی گرایانه یا سرنوشت گرایانه شکل می گیرد.

3- مذهب

   دین یکی از عوامل است که می تواند اشتراکات فرهنگی ایجاد و در بسیاری از مکان ها فرهنگ ها را به هم نزدیک کند.

مذهب در بساری از موارد دارای ارزش های ثابت و با دوام است.

4- میزان دارایی

   زمانی که میزان دارایی در یک سطح یا نزدیک به هم باشد، فاصله کمتر می شود

5- ارزش ها

   بسیاری از ارزش ها ریشه در خرد اجتماعی دارد. بنابراین نظام ارزش که متناسب با هنجارهای اجتماعی جامعه است، هرچه نزدیک تر باشد وجوه رفتار را در جامعه نزدیک تر می کند.

کمترین فاصله فرهنگی بین دو فرهنگ زمانی اتفاق می افتد که شاخص های فوق نزدیک به یکدیگر باشند.

انواع فرهنگ پذیری :

۱- فرهنگ پذیری جذبی:

 تبادل و داد و ستد فرهنگی بر اساس عناصر و عوامل داخلی  (اختراعات و اکتشافات) بدون سلطه نظامی و سیاسی

2- فرهنگ پذیری سلطه

الف- درونی سازی : فرهنگی که مسلط تر باشد، رفته رفته فرهنگ را تحت سلطه خود قرار می دهد.

ب- هم جوشی : ترکیب جدیدی از فرهنگ پدیدار می آید.

عناصر فرهنگی گوناگون به صورت یک نظام فرهنگی بازسازی شده، در می آیند.

ج- واکنشی: اعضای فرهنگ مسلط در اتحاد با یکدیگر بر علیه آن قسمت از فرهنگ زیر سلطه که جذب ناپذیر است، به ستیز می پردازد یا بالعکس.

نتایج تغییرات فرهنگ

شدت کم و دامنه کم:

بیانگر تغییرات مقطعی، سطحی، زودگذر هستند که ریشه های ساختاری ندارند و رواج عادت خاص و گویش های خاص می باشد و اصطلاحا مد گرایی صورت می گیرد. مد گرایی گاهی در ظاهر و پوشش و مادیات بروز می کند و گاهی مواقع در افکار و اندیشه که صد البته مدگرایی در اندیشه مخرب است.

شدت کم و دامنه وسیع :

این حالت دارای دو نوع است :

1-     تغیر ارزشی که مبین تغییر در اولویت های ارزشی فرهنگ با حفظ هویت و اصالت آنهاست .

2-     بحث تکثر فرهنگی که مبتنی بر عقاید پولاریزم است.

شدت زیاد و دامنه ی محدود :

این حالت بیانگر نوعی بر هم خوردن توازن در عناصر فرهنگی یک جامعه می باشد . چنین حالتی را می توان به نوعی با مفهوم تاخر فرهنگی یکسان پنداشت که در آن یک قسمت از عنصر فرهنگی جامعه با تغییرات سریع و آنی همراه می شود در حالیکه سایر عناصر عقب می مانند.

شدت و دامنه ی زیاد :

 این حالت را می توان نوعی انقلاب دانست البته این انقلاب می تواند جهت تغییرات بنیادین و مثبت بوده و یا بالعکس در  جهت انحطاط جامعه پیش رود.

اشاعه فرهنگی : فرایندی است که یک فرهنگ ازطریق آن از یک گروه یا از یک  جامعه به جامعه یا گروه دیگر انتقال می یابد .

تاخر فرهنگی :هرگاه یک بخشی از فرهنگ یا عنصری از عناصر فرهنگی نتواند همگام با سایر عناصر فرهنگی در مسیر پویایی یا تحرک قرار گیرد می گوییم تاخر فرهنگی صورت گرفته است .

شوک فرهنگی : گونه ای از استرس فرهنگی است که هنگام مواجهه فردبا یک فرهنگ دیگر قالبا"  به شکل سریع و غیر منتظره اتفاق می افتد و به لحاظ روحی یا روانی انسان را ناامن سازی می کند .

نسبیت فرهنگی : هر فرهنگی موجودیت خاص خودش را دارد .

موانع فرهنگی : به دسته ای از عوامل که باهم بودن آنها امکان پیشرفت را سلب می کند.

ویژگی های فرهنگ از نگاه امام خمینی (ره)

  1. مبدا همه ی خوشبختی ها و همه ی بدبختی های جوامع را ناشی از فرهنگ است.
  2. بهترین فرهنگ برای رسیدن به اهداف عالیه ی انسان و جامعه فرهنگ اسلامی است.
  3. فرهنگ اسلامی باید ناب باشد به زبان امروزی واقعی باشد واقععیت هایی بسازد که در زمان خنده آور نباشد.

 

  1. استقلال فرهنگی è یعنی در رفتار های اجتماعی جامعه، فرهنگ بیگانه در آن رسوخ نکند.
  2. تعالی انسان  è فرهنگ ها با ید به گونه ای باشند که هم سعادت دنیا و هم آخرت را برای انسان به ارمغان آورند.

نگاه مقام معظم رهبری در باره ی فرهنگ

تعریف فرهنگ و اقسام آن : فرهنگ به مجموعه ای از آگاهی ها –گرایش ها – عادات و رفتارهای غالب در اکثریت مردم یک جامعه می باشد که تنظیم مناسبات فرد با خداوند و با خویشتن و با دیگران وهمچنین با طبیعت را متجلی می کند .

فرهنگ ملی ، سازمانی، اجتماعی، سیاسی

 مهندسی فرهنگ : به چیستی و ماهیت اشاره دارد.

 مهندسی فرهنگی  : فعالیت هایی که در جهت عملیاتی کردن احکام کلی فرهنگی در ظرف زمان و مکان خاص در نظر گرفته می شوند. مهندسی

فرهنگی در واقع طراحی نظام مدیریت فرهنگی است و همواره بر این پیش فرض استوار است که فرهنگ امری است ثابت و غیر قابل تغییر نیست و می توان آن را به مرور زمان تغییر داد.

 برنامه ریزی فرهنگی : دولت و مجموعه ی حکومت نظارت و سیاست گذاری را در عرصه ی فرهنگ بر عهده دارند. حتی دولت می تواند در امور فرهنگی دخالت کند اما کنترل فرهنگ به صورت کامل نه ممکن ونه جایز است .

 

زیست بوم

محل زندگی انسان است و شامل اشیا ، منابع، جغرافیای محیط و روشهایی است که فرد با آنها زندگی میکند و بقا می یابد. برای مثال، در محیط زیستی مثل شمال و جنوب کشور که دریا و ماهی وجود دارد، مردم منطقه غالبا از راه ماهیگیری امرار معاش می کنند.

زیست بوم، فرهنگ را و فرهنگ هم به نوبه خود، انواع خاص رفتارها را شکل می دهد. زیست بوم è فرهنگ è رفتار اجتماعی

انسانها دوست دارند احساس کنند که محیط تحت کنترل آنهاست. فرهنگها حس کنترل بر محیط را افزایش می دهند و برای انسانها آداب و رسوم و هنجارهایی فراهم می کنند که به آنها اجازه می دهند تا نسبت به خودشان  احساس رضایتبخشی داشته باشند. فرهنگ سنت می سازد و سنتها نه تنها به مردم می گویند که در گذشته چه چیزهایی موثر بوده است، بلکه انتخاب رفتار هایی را که ممکن است در زمان حال نیز موثر افتند، برای انسان آسان کنند. مثلا اگر شما وارد یک واقعه اجتماعی شوید و با آداب و رسوم آشنا باشید، می دانید که چگونه رفتار کنید. معمولا اگر آنطور رفتار کنید که رسم است نگاههای کمتری متوجه شما خواهد بود.